تمرین یوگای خنده برای سمزدایی عاطفی و توانمندسازی شخصی
بهترین روش برای رهایی از روزمرگی و یافتن شادی درونی! این تمرین ساده، سرگرمکننده و سرشار از خنده، به شما کمک میکند تا سمزدایی عاطفی را تجربه کرده و به توانمندی شخصی دست یابید.
پیشنیازها
آیا زندگی برایتان بیش از حد جدی شده است؟ آیا روزها یا هفتههاست که نخندیدهاید؟
من نیز روزگاری چنین بودم. در شغلی بودم که از آن متنفر بودم و ذهن و جسمم را پر از منفیگرایی و خشکی کرده بود.
در سال ۱۹۹۸، در بمبئی هند، مقالهای در روزنامه خواندم درباره گروهی از مردم که هر روز در پارکی عمومی جمع میشدند تا بخندند. این موضوع برایم جالب شد، زیرا آنها هیچ جوکی تعریف نمیکردند و از هیچ نوع کمدی استفاده نمیکردند. در عوض، صرفاً برای حس خوب، صرفاً به خاطر خودِ خنده، میخندیدند.
کمی متعجب شدم اما تصمیم گرفتم برای تحقیق نروم. یک ساعت کامل زمان میبرد و من آنقدر مشغول شکایت از "مشغول بودن بیش از حد" بودم که فرصتش را نداشتم. راستش را بخواهید، چرا افراد عاقل چنین کاری میکنند؟ مگر چه فایدهای دارد؟ احمقانه بود و حتماً دیوانه بودند. هر کسی میتواند اینطور بخندد. ها ها ها. تمام شد.
خیلی زود همه چیز را فراموش کردم و آنقدر مطمئن بودم که هر زمان و هر کجا میتوانم بخندم که شش سال طول کشید تا بفهمم هرگز این کار را نکردهام.
سرانجام قلبم مرا به بمبئی و باشگاههای خنده آنجا بازگرداند. در سال ۲۰۰۴، یاد گرفتم که هر روز به عنوان یک تمرین یوگا بخندم، با استفاده از یک رژیم تمرینی که در سال ۱۹۹۵ توسط یک پزشک ایجاد شد و به نام یوگای خنده شناخته میشود. این یک نقطه عطف بزرگ برای من بود. کشف کردم که خندیدن چقدر میتواند حال من را خوب کند و چقدر آسان است که بخندم، حتی زمانی که به نظر میرسید همه چیز در زندگیام اشتباه پیش میرود. این تجربه آنقدر عمیق بود که واکنشی شگرف در مغزم ایجاد کرد. نقاب از چهرهام افتاد. دیگر کسی نبودم که فکر میکردم باید باشم و شروع کردم به کسی که واقعاً میخواستم باشم. یاد گرفتم که همیشه مسئولیت کامل اعمالم و احساساتم را بپذیرم. این زندگیام را تغییر نداد. زندگیام هنوز هم بسیار بهتر از آن است. این من را تغییر داد.
هرچه بیشتر این رژیم تمرینی را تمرین و تدریس کردم، تکنیکهای مکمل بیشتری را کشف کردم که به آوردن شادی به زندگی روزمره کمک میکنند. همچنین شروع به درک حکمت بنیادی از شرق و غرب کردم که همه این تکنیکها به آن اشاره داشتند. در طول زمان، این دانش را در روشی که من آن را سلامت روان با خنده (Laughter Wellness) نامیدم، ترکیب کردم. این روش شامل رویکرد یوگای خنده از تمرینات خنده شبیهسازی شده است و رویکرد آن را با ارائه یک فرآیند روشن و آسان برای دنبال کردن، و افزودن تنوع بیشتر از تکنیکها، فعالیتها، بینشها، بازیها، رقصها، آهنگها و موارد دیگر گسترش میدهد - همه اینها با مقدار زیادی خنده به هم گره خورده است.
آنچه برای شما در بر دارد
این دوره مقدماتی، اصول بنیانگذار و تکنیکهای کلیدی یوگای خنده و روش سلامت روان با خنده را به شما معرفی میکند و نشان میدهد که چگونه میتوانند به شما به عنوان یک فرد کمک کنند تا بیشتر بخندید (ما به نحوه آموزش جلسات گروهی نمیپردازیم).
- مزایای علمی اثبات شده خنده را به شما یادآوری میکند. این موارد همچنان به بهترین نحو با این نقل قول از کتاب مقدس کینگ جیمز خلاصه میشوند: "قلب شاد نیکو دارویی است، اما روح شکسته استخوانها را خشک میکند." (امثال ۱۷:۲۲)
- به شما کمک میکند تا به یاد بیاورید که خندیدن چقدر آسان است و چقدر میتواند حال شما را خوب کند. شما راههای و تکنیکهای بسیاری برای ایجاد و حفظ تمرین خنده شخصی و روزانه خواهید آموخت.
- به شما نشان میدهد که چگونه از خنده به عنوان یک مهارت برای حفظ نگرش مثبت، حتی در مواجهه با سختیها، استفاده کنید و استرس را به چالش، نه تهدید، تبدیل کنید.
- بینشهای ارزشمندی را در مورد چگونگی بهترین استفاده از قدرت ذهن خود با اعمال بدن برای افزودن خنده و شادی بیشتر به زندگیتان، و همچنین تبدیل شدن به نسخهای بهتر از خودتان، به اشتراک میگذارد.
- بینشهای ارزشمندی را در مورد چگونگی دستیابی به یک زندگی سالم، شاد و موفق از حکمت باستانی یوگا و یافتههای علمی مدرن از دنیای روانشناسی مثبت، به اشتراک میگذارد.
الزامات دوره
هیچ تجهیزات، لباس یا توانایی بدنی خاصی لازم نیست.
سابقه شخصی شما مهم نیست. آنچه اکنون هستید کامل و کاملاً مناسب است.
همه میتوانند تمرین کنند و بهرهمند شوند، با یا بدون اندام، زیرا این روش عمدتاً حول محور نفس و نگرش میچرخد (البته اگر اندام داشته باشید سرگرمکنندهتر خواهد بود، زیرا آنها حرکات بیشتری را امکانپذیر میکنند).
تنها چیزی که نیاز دارید یک لبخند بزرگ و تمایل به امتحان کردن چیزی جدید است که فقط اضافه میکند و چیزی را کم نمیکند. این یک رویکرد "بله، و" به زندگی است، نه "بله، اما".
هدف من متقاعد کردن شما به چیزی نیست، بلکه آگاه کردن شما از آنچه در دسترس شماست است. همانطور که زیگ زیگلر یک بار گفت: "هیچ کس به اندازه کافی باهوش نیست که همه چیزهایی را که میداند به خاطر بسپارد." یادآوری آنچه مهم است همیشه ارزشمند است.
Sebastian Gendry
نمایش نظرات