لطفا جهت اطلاع از آخرین دوره ها و اخبار سایت در
کانال تلگرام
عضو شوید.
آموزش ارتباط امنیت داخلی و امنیت سایبری - موضوع فراتر از تروریسم است
- آخرین آپدیت
دانلود Homeland Security & Cybersecurity Connection - It's Not About the Terrorists
نکته:
ممکن هست محتوای این صفحه بروز نباشد ولی دانلود دوره آخرین آپدیت می باشد.
نمونه ویدیوها:
توضیحات دوره:
به دوره اول از کد CS4950، امنیت داخلی و امنیت سایبری خوش آمدید. در این دوره ما به بررسی خاستگاههای امنیت داخلی و ارتباط آن با امنیت سایبری میپردازیم. امنیت داخلی به معنای محافظت از ایالات متحده در برابر تخریبهای فاجعهبار داخلی است. تخریبهای فاجعهبار به دو شکل رخ میدهند: طبیعی و انسانساز. در بیشتر تاریخ، تخریبهای انسانساز در قالب جنگها بود و به منابع ترکیبی یک دولت-ملت نیاز داشت. همه اینها در ۲۰ مارس ۱۹۹۵ تغییر کرد. در آن تاریخ، اعضای یک فرقه شبهمذهبی در ژاپن با استفاده از گاز سارین به سیستم متروی توکیو حمله کردند. این اولین بهکارگیری سلاح کشتار جمعی توسط یک بازیگر غیردولتی بود. قدرت تخریبی که زمانی منحصر به دولتها بود، اکنون در دسترس گروههای کوچک و حتی افراد بود. این حادثه زنگ خطری برای دولتهای سراسر جهان بود. نهادهای دفاعی که برای مهار کشورهای سرکش طراحی شده بودند، در برابر بازیگران غیردولتی عملاً بیفایده بودند. یکشبه، تعداد دشمنان احتمالی صد یا حتی هزار برابر شد. در پاسخ به حملات متروی توکیو، ایالات متحده اقداماتی را برای محافظت از خود در برابر حملات سلاحهای کشتار جمعی توسط بازیگران غیردولتی انجام داد. این اقدامات هنوز در حال اجرا بود که کشور در ۱۱ سپتامبر مورد حمله قرار گرفت. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، نوزده هواپیماربای خساراتی وارد کردند که مشابه خسارات نیروی دریایی امپراتوری ژاپن در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ بود. کمیسیون بررسی ۱۱ سپتامبر به «نامتناسب بودن شدید» این حملات اشاره کرد. هواپیماربایان بدون استفاده از سلاحهای کشتار جمعی، اثرات مشابه آن را ایجاد کردند. آنها این کار را با تخریب زیرساختهای حمل و نقل کشور و تبدیل جتهای مسافربری به موشکهای هدایتشونده انجام دادند. باز هم پیامدهای امنیتی عمیق بود. بازیگران غیردولتی که به دنبال ایجاد تخریب فاجعهبار داخلی بودند، نیازی به واردات، ساخت یا دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی نداشتند، زیرا کشور توسط ابزارهای تخریب خود در قالب زیرساختهای حیاتی محاصره شده بود. آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی نادیده گرفته نشده بود. مجدداً در پاسخ به حملات متروی توکیو، که خود حملهای به زیرساختهای ژاپن بود، رئیس جمهور کلینتون در سال ۱۹۹۶ پانلی را برای بررسی تهدیدات علیه زیرساختهای ایالات متحده منصوب کرد. این پانل در سال ۱۹۹۷ پاسخ داد که تهدید فوری برای زیرساختهای آمریکا وجود ندارد، اما آنها نگران افزایش ریسک حملات سایبری بودند. همان سیستمهای سایبر-فیزیکی که رشد انفجاری اینترنت را تقویت کردند، در سیستمهای کنترل صنعتی که زیربنای بسیاری از زیرساختهای حیاتی کشور بودند، ادغام میشدند. پانل اشاره کرد که دانش و مهارتهای لازم برای اجرای یک حمله سایبری به زیرساختهای کشور در حال رشد است. در نتیجه این مشاهده، رئیس جمهور کلینتون در سال ۱۹۹۸ دستور محافظت از زیرساختهای حیاتی ایالات متحده، بهویژه در برابر حملات سایبری را صادر کرد. پس از ۱۱ سپتامبر، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و امنیت سایبری به عنوان ماموریتهای اصلی در قانون امنیت داخلی سال ۲۰۰۲ تعیین شدند که منجر به تأسیس وزارت امنیت داخلی (DHS) شد. اینها تا به امروز ماموریتهای اصلی باقی ماندهاند، اما بسیاری ارتباط بین آنها را نمیبینند. ارتباط این است: امنیت سایبری برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی ضروری است، و حفاظت از زیرساختهای حیاتی برای امنیت داخلی ضروری است، که هدف نهایی آن محافظت از ایالات متحده در برابر تخریبهای فاجعهبار داخلی است. مشتاقانه منتظر همکاری با شما در دروس آینده هستم. با بهترین آرزوها و موفقیتها!
دوره ۱: ارتباط امنیت داخلی و امنیت سایبری
دوره ۲: سیاستهای امنیت سایبری برای زیرساختهای آب و برق
دوره ۳: سیاستهای امنیت سایبری برای زیرساختهای هوانوردی و اینترنت
دوره ۴: آینده امنیت داخلی و امنیت سایبری
نمایش نظرات