هدف از وجود یک «شریک مشتری تقویتشده با هوش مصنوعی»، به حداکثر رساندن ارزش بلندمدت روابط استراتژیک سازمانی است (که با درآمد، حاشیه سود، اعتماد و پایداری سنجیده میشود). این نقش به عنوان یک لایه پاسخگویی انسانی بر روی یک سیستم هوش مصنوعی فعال عمل میکند که وظیفه شناسایی، تحلیل و پیشنهاد را بر عهده دارد، در حالی که شریک مشتری تصمیمگیری، مدیریت روابط و تعهدات نهایی را مدیریت میکند.
در مدلهای قدیمی، نقش شریک مشتری از نظر ساختاری بیش از حد سنگین است: از یک نفر انتظار میرود همزمان پژوهشگر، تحلیلگر، مدیر روابط، نقطه ارجاع برای حل مشکلات تحویل پروژه، کنترلر مالی و استراتژیست رشد برای حسابهایی با ارزش سالانه ۵۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار باشد. بخش بزرگی از این فشار مربوط به جمعآوری و ترکیب اطلاعات است؛ کاری که نیازی به انسان ندارد و تنها قضاوت انسانی درباره معنای آن نتایج لازم است. مدل تقویتشده با هوش مصنوعی این تخصیص را معکوس میکند: عوامل (Agent) هوش مصنوعی بار شناسایی و ترکیب مداوم دادهها را بر عهده میگیرند و شریک مشتری آزاد میشود تا اکثر زمان خود را صرف چهار کاری کند که فقط انسان قادر به انجام آن است: اعتمادسازی، اعمال قضاوت در شرایط مبهم، ایجاد تعهدات از طرف شرکت و توسعه روابط انسانی و شرکایی که در طول سالها رشد میکنند.
مسئولیتهای اصلی:
۱. مالکیت برنامه رشد حساب و اهداف درآمدی/سودآوری
۲. حفظ و تعمیق شبکه روابط با مدیران ارشد
۳. نظارت بر کیفیت تحویل و مدیریت ریسک در تمام تعاملات فعال
۴. شناسایی، ارزیابی و سازماندهی فرصتهای فروش مکمل (Cross-sell) و ارتقای فروش (Up-sell)
۵. مالکیت استراتژی تمدید قرارداد و مذاکرات
۶. حمایت از برنامه تحول هوش مصنوعی مشتری به عنوان یک مشاور مورد اعتماد
۷. ساخت و توسعه تیم مدیریت حساب (استراتژی استعدادها و جانشینی)
۸. مدیریت سودآوری حساب و تخصیص منابع
۹. نمایندگی دیدگاههای شرکت در سطح مدیریت ارشد
۱۰. شناسایی و رفع ریسکها پیش از آنکه رابطه یا درآمد را تهدید کنند
Anil Kumar Kalicharan
استراتژیست مراقبتهای بهداشتی
نمایش نظرات