برخی از اولین خاطرات من در باغ پدربزرگم اتفاق می افتد. ما در این مکان جادویی قدم می زدیم، هر چیزی که در آن لحظه رسیده بود را اینجا و آنجا می خوردیم و به آواز پرندگان گوش می دادیم. به جرات می توان گفت، من در تمام عمرم باغ ها را دوست داشتم!
در سال 2012 وسواس خود را با باغبانی جدی گرفتم و به یک باغبان چیره دست تبدیل شدم. از آن زمان، من زمانی را به صورت داوطلبانه در باغهای موزه و همچنین تدریس کلاسهای مختلف از جمله آموزش پیشرفته استاد باغبان در دفتر ترویج محلی، و کلاسهای باغبانی اولیه در کتابخانهام، باغهای گیاهشناسی، انجمن گل و طبیعت... تقریباً هر مکانی که من را داشته باشد! من چند سالی را صرف فروش محصولات کردهام، اما عشق واقعی من این است که به دیگران بیاموزم که خودشان رشد کنند.
من کاملاً معتقدم که اگر عاشق پرورش گیاهان هستید، باغبان هستید. برای اینکه یک باغبان واقعی باشید نیازی به داشتن مزرعه یا باغ بزرگ ندارید. چه کمبود فضا داشته باشید و در پاسیو رشد کنید، چه محدودیتهای فیزیکی داشته باشید که امکان ساخت کانتینر یا باغچه مرتفع را فراهم میکند، شما یک باغبان هستید! کمی کثیفی و کلی عشق به گیاهان تنها نیاز است. امیدوارم در این سفر باغبانی من را دنبال کنید زیرا هر دو در باغ شادی مییابیم.
کشاورز شهری/فروش محصول
Songbird Gardens
مارس 2012 - اکنون
غذا و باغ نویس
سپتامبر 2009 - اکنون